اصطلاحات و اختصارات:متداول در نگهداري و تعمیرات
1396/10/16


اصطلاحات و اختصارات:متداول در
نگهداري و تعمیرات


اصطلاحات :
:Availability توانایی یک آیتم به منظور انجام یک عملکرد مورد نیاز تحت شرایط بدست آمده، و با فرض
اینکه منابع خارچی مورد نیاز فراهم شده اند.
:
Active Maintenance Time قسمتی از زمان نگهداري، که یک فعالیت نگهداري روي یک آیتم انجام
شده است، جه به صورت اتوماتیک و جه به صورت دستی
:
Boundary مرز مشترك بین یک آیتم و محیط
:
Common Cause Failure خرابی هایی از آیتم هاي مختلف بدست آمده از علل مستقیم یکسان و با
یک زمان کوتاه مرتبط اتفاق می افتد، در جایی که این خرابی ها، نتایج خرابی هاي دیگر نیستند.
:
Corrective Maintenance فعالیت هاي نگهداري اي هستند که بعد از شناخت خرابی انجام می شوند،
به منظور قرار گیري یک آیتم در حالتی که توانایی اجراي یک عملگر مورد نیاز را داشته باشد.
:
Critical Failure خرابی هاي یک واحد تجهیزات است که علل آن فوراً توانایی هاي انجام و اجراي یک
عملگر مورد نیاز را متوقف می کند.
:
Degraded Failure خرابی هایی که عملگرهاي بنیادي را موقف نمی کند. ولی روي یک و یا تعدادي از
عملگر، توافق می شود.
:
Demand فعال سازي عملگر هاست. )شامل عملگر هاي کارکردي، عملیاتی و فعال سازي تست ها(
3
:down state وضعیت هاي ناتوان داخلی از خصوصیات یک آیتم، چه به صورت یک خرابی، چه به صورت
یک ناتوانی احتمالی به منظور اجراي یک عملگر مورد نیاز در طول فعالیت نگهداري هاي پیشگیرانه
:
Down Time مدت زمان هاي وقفه ها، که یک آیتم در شرایط Down Stateقرار دارد.
:
Equipment Class کلاس هایی از انواع واحد هاي تجهیزات مشابه
:
Equipment Data پارامتر هاي فنی، عملیاتی و محیطی، طراحی و واحد هاي تجهیزات مفید را مشخص
می سازد.
:
Equipment Unit واحد هاي تجهیزات خاصی که در یک کلاس تجهیزات به عنوان تشریح محدوده،
هستند.
:
Error اختلاف بین محاسبات و مشاهدات و یا ارزش هاي اندازه گیري شده
:
Failure پایان توانایی اجراي یک آیتم در یک عملگر مورد نیاز
:
Failure Cause اوضاع و شرایط وابسته و همراه با طراحی، ساخت، نصب، نگهداري، که به سمت یک
خرابی سوق داده می شوند.
:
Failure Data مشخص سازي داده ها که رویدادهاي خرابی را به وقوع می رساند.
:
Failure Impact اثرات خرابی روي عملگر هاي تجهیزات و یا کارخانه
:
Failure Mechanism فرآیند هاي شیمیایی و فیزیکی، که منجر به یک خرابی می شوند.
:
Failure Mode تأثیراتی که توسط یک خرابی در یک آیتم خراب شده، مشاهده می شوند.
:
Failure on Demand وقوع فوري خرابی در زمانی که آیتم درخواست شروع دارد. )مثلاً تجهیزات
اضطراري براي مواقع (
Stand-by
4
:Fault شرایطی از مشخص سازي یک آیتم که توانایی اجراي یک عملگر مورد نیاز را ندارد. باستثناي برخی
ناتوانایی ها در طول عملیات نگهداري هاي پیشگیرانه
:
Generic Reliability Data داده هاي قابلیت اطمینان که تجهیزات مشابه از انواع یکسان تجهیزات را
هم پ.شانی می کند.
:
Hidden Failure خرابی هایی که فوراً به صورت آشکار و بدیهی به منظور عملیات ها و پرسنل هاي
نگهداري اتفاق نمی افتند.
:
Idle Time قسمتی از زمان کار بدون خطا و اشتباه که یک آیتم در موقعیت عملیاتی نیستند.
:
Incipient Failure وقوع نقص در شرایط یک آیتم که خرابی هاي خفیف و بحرانی را براي وقوع ممکن
می سازد.
:
Indenture Level سطح هاي فرعی و تقسیم بندي شده از یک آیتم که به بررسی فعالیت هاي نگهداري
اشاره دارد.
:
Item هر قطعه، ترمیب، دستگاه، زیر سیستم، واحد عملگر، سیستم و یا تجهیزاتی است که بتموان به طور
مجزا آنها را مورد بررسی قرار داد.
تأخیرات منطقی: در طول زمان هاي در نظر گرفته شده اي، که نگهداري قادر به انجام وظایف مورد نیاز و
ضروري جهت بدست آوردن منابع نگهداري نباشد. باستثناي هر تأخیر اداري و اجرایی
:
Maintainable Item آیتم هایی هستند که شرایط تشکیل و یا سوار کردن قطعات را که به صورت عادي
در پایین ترین سطح در تجهیزات سلسله مراتبی در طول فعالیت هاي نگهداري قرار دارند، مشخص می سازد.

5
:Maintenance ترکیب و تجمیع تمامی فعالیت هاي اجرایی و فنی که شامل فعالیت هاي بازرسی و غیره
می باشد.
:
Maintenance Data مشخص سازي داده هاي فعالیت هاي نگهداري اجرا شده و یا در دست اجر
:
Maintenance Impact اثرات فعالیت هاي نگهداري روي کارخانه و عملگر هاي تجهیزات
:
Maintenance Record قسمتی از اسناد نگهداري، که شامل تمامی خرابی ها، دچار نقض شدن اطلاعات
نگهداري که مرتبط با یک آیتم هستند.
:
Maintainability(General) توانایی یک آیتم تحت شرایط مورد نیاز به منظور حفظ . ابقا یک شرایطی
که توانایی انجام یک عملگر مورد نیاز وجود داشته باشد.
:
Maintenance man-hours متراکم سازي در طول زمان هاي نگهداري هاي منحصر بفرد، که توضیحاتی
در مورد ساعت ها براي تمام فعالیت هاي نگهداري هاي پرسنل را در انواع مختلف فعالیت هاي نگهداري می
دهد.
:
Modification تجمیع و ترکیب فعالیت هاي اجرایی و فنی که نامزد تغییرات یک آیتم می باشند.
:
Non-Critical Failure خرابی هاي واحد تجهیزات که فوراً علل خاتمه توانایی اجراي عملگر هاي مورد
نیاز را اعلام نمی کند.
:
Operating State حالتی است که وقتی یک آیتم عملگر لازم را اجرا می نماید.
:
Operating Time مدت زمان وقفه هایی است که یک آیتم در شرایط عملیاتی است.
:
Opportunity Maintenance نگهداري از یک آیتم که در زمان، یا به تعویق افتاده و یا پیشرفت کرده
است.

6
:Preventive Maintenance نگهداري هایی که در وقفه هاي مقدر و یا بر اساس مشخص شدن شرایط و
ضوابط، اجرا می شوند. و نامزد کاهش احتمالات خرابی ها و افزایش عملگر ها در یک آیتم هستند.
:
Redundancy وجود بیش از یک توانایی براي اجراي یک عملگر لازم و مورد نیاز از یک آیتم
:
Reliability توانایی یک آیتم به منظور اجراي یک عملگر مورد نیاز تحت شرایط داده شده براي بدست
آوردن زمان هاي وقفه
:
Required Function یک تابع و عملگر، و یا ترکیب توابع براي یک آیتم که براي فراهم سازي سرویس و
خدمات، مورد نیاز مطرح می شود، توابع و عملگر هاي مورد نیاز را تشریح می کند.
:
Subunitمجموعه اي از آیتم هایی، که یک عملگر ویژه براي واحد تجهیزات ضروري و لازم تهیه می کند.
:
Surveillance Period مدت زمان هاي وقفه ها، بین زمان شروع و زمان پایان جمع آوري داده هاي RM
می باشد.
:
Tag Number شماره ایست که نشان دهنده موقعیت فیزیکی و تجهیزات است.
:
Taxonomy طبقه بندي سیستماتیک آیتم ها براي گروه هاي کلی که بر اساس فاکتور هاي احتمالی و
معمول براي چندین زمان می باشد.
:
Up State شرایطی براي مشخص سازي یک آیتم به وسیله این حقیقت که توانایی اجراي عملگر مورد نیاز
را دارا می باشد. و با فرض اینکه اگر منابع خارجی مورد نیاز است آنها در دسترس و فراهم باشند.
:
Up Time مدت زمان وقفه که یک آیتم در شرایط Up Stateقرار داشته باشد.
برنامهریزي نگهداري و تعمیرات )(Planning Maintenance
7
به تعیین برنامه زمانی انجام فعالیتهاي نت و امکانات مورد نیاز آنها، با توجه به شرایط و محدودیتها گفته
میشود.
تأخیر مجاز )شناوري( )(Tolerance
تأخیر مجاز مدت زمانی است که فعالیت نت میتواند براي انجام به آن اندازه تأخیر پیدا کند. اگر از لغت
شناوري به جاي تأخیر مجاز استفاده شود به مدت زمانی گفته میشود که براي انجام فعالیت نت قبل و بعد از
موعد اصلی انجام آن میتوان اقدام نمود.
نگهداري و تعمیرات پیشگیرانه )(PM) (Preventive Maintenance
نت پیشگیرانه یا ، PMفعالیتهایی هستند که بمنظور پیشگیري از خرابی دستگاهها و براساس کارتهاي
فعالیت
PMتعریف میگردند و قابل برنامهریزي هستند.
نگهداري و تعمیرات اصلاحی یا عادي و روزمره )(CM/DM) (Corrective/Daily Maintenance
در اینجا فعالیتهاي اصلاحی یا نت عادي و روزمره فعالیتهایی هستند که بعد از خرابی دستگاهها و بمنظور
اصلاح عیوب تعریف میشوند و فرصت کافی براي برنامهریزي آنها در سیستم مکانیزه وجود دارد. این فرصت
بصورت تأخیر مجاز در سیستم تعریف میگردد.
(
EM) (Emergency Maintenance) نگهداري و تعمیرات اضطراري
فعالیتهاي نت اضطراري یا EMفعالیتهایی هستند که بعد از خرابی دستگاه و بمنظور رفع خرابی تعریف
میشوند. شناوري مجاز براي این تعمیرات صفر یا کمتر از حد قابل قبول براي برنامهریزي است و بعبارتی
بایستی بلافاصله بعد از اعلام خرابی دستگاه انجام شوند.
تخصص و مهارت Skills
8
پرسنل دپارتمانهاي تعمیراتی براي انجام فعالیتهاي نت داراي تواناییهایی هستند که از آن با عنوان تخصص
نام برده میشود. پرسنل مزبور در تخصص ذیربط داراي سطح مشخصی از توانایی هستند که از آن به عنوان
درجه مهارت یاد میشود.
(
CBM) (Condition Based Maintenance) نگهداري و تعمیرات مبتنی بر وضعیت
آن دسته فعالیتهایی هستند که بمنظور نظارت و مراقبت بر وضعیت عملکردي و فنی سیستمها و
مجموعههاي خاصی از ماشینآلات که نقش تأثیرگذاري بر عملکرد کل سیستم دارند انجام میگیرند. از جمله
مهمترین این نتها آنالیز روغن ) (
Oil analysisو آنالیز ارتعاشات ) (Vibrationاست.
(
Lub) (Lubrication) روانکاري
عملیاتی از نگهداري و تعمیرات است که در آن توسط روانکارها مواضعی بر روي دستگاهها روانکاري میشوند و
عموماً توسط اپراتورهاي دستگاهها انجام میشود و معمولاً به صورت برنامهاي است.
(
Ins) (Inspection) بازرسی فنی
فعالیتی است که اغلب به منظور جلوگیري از بروز هزینههاي عمده و کنترل نگهداري و تعمیرات دستگاهها و
تجهیزات انجام میشود و میتواند در قالب برنامهاي یا غیربرنامهاي باشد.
تعمیرات اساسی )(OH) (Overhaul
فعالیتهایی هستند که به صورت قابل برنامهریزي و با درك و پیشبینی قبلی براي بازسازي و احیاء مجدد
دستگاهها و ماشینآلات انجام میگیرند.
(
Cal) (Calibration) کالیبراسیون
به مجموعه فعالیتهایی که جهت تنظیم و احیاء استانداردهاي مشخصات اجزاء ماشینآلات و تجهیزات داراي
وسایل اندازهگیري و سیستمهاي کنترل انجام میگیرد کالیبراسیون گفته میشود.

9
(Maintenance Department) دپارتمانهاي تعمیراتی
گروههایی با مجموعهاي از تخصصها هستند که زیر نظر سرپرستیها کارهاي نگهداري و تعمیرات یا نظارت بر
آنها را انجام میدهند. دپارتمانهاي برق، مکانیک، ابزر دقیق و... از جمله آنها میباشند. بخش خصوصی
ارائهدهنده خدمات نگهداري و تعمیرات نیز در قالب انواع دپارتمانها قابل تعریف میباشند.
(
Standby, Reserve Equipment) دستگاه رزرو
به دستگاهی که با از کار افتادن دستگاه اصلی وارد فرآیند عملیات و بهرهبرداري میشود میگویند. اگر دستگاه
مزبور آماده و منتظر جایگزین شدن باشد
Standbyخواهد بود. بعضاً ممکن است زیر مجموعههایی از
دستگاهها آماده جایگزین شدن با زیرمجموعه مشابه خود باشند.
(
Shift) شیفت
شیفتهاي کاري واحدهاي عملیاتی یا واحدهاي تعمیراتی است که معمولاً بصورت صبح، عصر و شب تعریف
میگردند.
فعالیتهاي همپوشان )(Coverage
منظور از فعالیتهاي همپوشان فعالیتهایی با پریود بالاتر است که در برگیرنده تعدادي از فعالیتهاي با پریود
کوچکتر است و با انجام آن، یک فعالیت یا تعدادي فعالیت دیگر انجام یافته تلقی میگردند.
فعالیتهاي همزمان )(Synchronic
مجموعه فعالیتهایی هستند که انجام آنها باید با هم و بصورت همزمان روي دستگاه صورت گیرد تا از
توقفهاي بیمورد که هر کدام از دپارتمانها بصورت جداگانه انجام میدهند پرهیز گردد. این همزمانی ممکن
است به دلیل نیاز فنی و یا به دلیل برنامهریزي باشد.
قابل برنامهریزي )(Planneable
10
در این پروژه به فعالیتهایی اطلاق میشود که داراي شناوري یا تأخیر مجاز در حدي هستند که بوسیله
سیستم مکانیزه زمان کافی براي برنامهریزي و استفاده از فرصتهاي تعمیراتی وجود داشته باشد. در این پروژه
مقولههاي قابل برنامهریزي بخش عمده نتهاي
Lub, Cal, OH, PMو نت CBMهستند.
غیرقابل برنامهریزي )(Un Planneable
بدلیل اضطراري بودن بعضی فعالیتهاي نت امکان برنامهریزي براي انجام آنها وجود ندارد. بطور معمول
فعالیتهاي
EMجزو فعالیتهاي غیرقابل برنامهریزي هستند.
کارکرد )( Meter
منظور میزان کارکرد تجهیزات و ماشینآلات است که براي برنامهریزي فعالیتهاي نت PMیا سایر نتهاي
قابل برنامهریزي مورد نیاز است. مانند کارکرد ماشینآلات به کیلومتر، ساعت یا... .
(Material & Part ) مواد و قطعات
منظور اقلامی هستند که در انجام فعالیتهاي نت مورد مصرف واقع میشوند.
ابزار و تجهیزات تعمیراتی )(Tools
منظور اقلامی هستند که براي انجام فعالیتهاي نت مورد بهرهبرداري قرار میگیرند.
نفر ساعت
میزان زمان مورد نیاز براي انجام تعمیرات به ازاء یک نفر را گویند. بطور مثال 4نفر ساعت یعنی یک نفر براي
چهار ساعت، 2نفر براي 2ساعت یا چهار نفر براي یک ساعت.
نیروي انسانی
پرسنلی که در رابطه با نگهداري و تعمیرات تجهیزات و ماشینآلات کار میکنند را گویند. تعمیرکاران
دپارتمانهاي تعمیراتی، اپراتور دستگاهها و رانندگان ماشینآلات نیز جزو نیروي انسانی سیستم تعریف میشوند.

11
سازمان )ساختار تشکیلاتی(
ساختار تشکیلاتی یا سازمان اجرائی نت، مجموعهاي از تخصصها و مشاغل است که در قالب بخش یا
قسمتهایی با رعایت سلسله مراتب اداري زیرنظر مدیریت واحد انجام فعالیتهاي نگهداري و تعمیرات را به
عهده دارند.
مجوز کار )پرمیت( Permit
منظور مجوزهایی است که براي انجام نت باید از واحدهاي ذیربط اخذ شود به عنوان مثال مجوز کار حفاري،
کار گرم، کار در مخازن، غیرعملیاتی کردن، توقف تولید و... .
نظریه نت CBM
معمولاً در سیستمهاي نت که از تکنیکهاي نت مبتنی بر وضعیت استفاده میشود نتایج آنالیز و تشخیص
آزمایشگاه و توصیۀ آنها میتواند برنامههاي نت را تغییر دهد. به عنوان نمونه نتایج آزمایشات از لرزهنگاري
میتواند روتینهاي
Bو Cالکتروموتورها را به ترتیب زیر تغییر دهد.
روتین
Bبه Aتبدیل شود.
روتین
Bدر موعد مقرر انجام شود.
روتین
Bبه روتین Bبعدي تبدیل شود.
روتین
Bبه روتین Cتبدیل شود.
روتین
Cبه روتین Bتبدیل شود.
روتین
Cبه روتین Cبعدي تبدیل شود.
و نتایجی دیگر از این قبیل، که این مفهوم به نام نظریۀ نت
CBMنامگذاري شده است.
12
اختصارات :
" نت"
اختصار دو کلمه «نگهداري« و »تعمیرات« میباشد که حرف اول هر کدام از دو کلمه اشاره شده است.
: هزینه هاي با اهمیت
CAPEX(Capital expenditure)
: عملگر تشریحی تجمیعیCDF(Cumulative distribution function)
: کنترل شرایطCM(Condition Monitoring)
: سیستمCMMIS(Computerised Maintenance Management Information System)
اطلاعات مدیریت مکانیزه نگهداري و تعمیرات
: توقف هاي اضطراري
ESD(Emergency shutdown)
: آنالیز هاي درختی خرابیFTA(Fault Tree Analysis)
: حالت هاي خرابی و آنالیز هايFMECA(Failure mode, effect and criticality analysis)
بحرانی و تأثیرات
: هزینه هاي چرخه عمر
LCC(Life Cycle cost)
13
: شاخص هاي اهمیتKPI(key performance indicators)
: آیتم هاي نگهداريMI(Maintenance Item)
: متوسط مدت زمان بین خرابیMTBF(Mean time between failure)
: متوسط مدت زمان خرابیMTTF(Mean time to failure)
: متوسط مدت زمان تعمیرMTTR(mean time to repair)
: متوسط مدن زمان نگهداريMTTM(mean time to maintain)
:MUT(mean up time) متوسط زمان اجراي کار
:
MDT(mean down time) متوسط مدت زمان توقف
: هزینه هاي عملیاتی
OPEX(Operational expenditure)
: نگهداري پیشگیرانهPM(preventive Maintenance)
: فرآیند هاي زمان توقفPSD(process shutdown)
: تشخیص خطرات و ریسک هاي کمیتQRA(quantitative risk assessment)
: قابلیت اطمینان و قابلیت استفادهRA(reliability and availability)
: قابلیت اطمینان، قابلیت استفاده و تواناییRAM(reliability, availability and maintainability)
نگهداري
: بازرسی بر اساس خطرات
RBI(risk based inspection)
: نگهداري بر پایه قابلیت اطمینانRCM(reliability centred maintenance)
14
: قابلیت اطمینان و نگهداريRM(reliability and maintenance)
: سطوح بی عیب و نقص ایمنیSIL(safety integrity level)
: زمان خرابیTTF(time to failure)
: زمان تعمیراتTTR(time to repair)